به نام خداوند عشق
به نام خدایی که قلم تقدیر را ازاوست
سلام ..
امروز 21 دی ماه سال 96 هست ،روزی عین روزهای دیگر عمرم
در هفته ای که گذشت من چیزهای زیادی را یاد گرفتم ..و خطر های زیادی را هم دیدم
یکی ترس با رودرویی با مردمی که از فرت گشنگی وارد خیابون شده بود و دیگری ترس گلوله منافق هایی که بین مردم بودند.
با امید خدا این چریان فقنه در اینجا خوابید و تا 90 درصد آرامی ها به منطقه برگشت.
در این هفته از روز شنبه مامور به پادگان دیگر بودم جهت آموزش های مختلف زندگی(عقیدتی،سیاسی ،تربیتی، ازدواج وروانشناسی و... )
من هروز و هروز که جلو میرم چیزهایی زیادی را یاد میگیرم.که در راه زندگی خیلی بر من تاثیر گذاشت.
در حال حاضر هدفم را تغییر دادم و دیگه آرزو و انتخاب های کم ارزشم را کنار میگزارم،تصمیم گرفتم دیگر به طور کامل از راه فعلی که هستم جدا بشم.
در درس اعتقادی خیلی تغییر کردم و با توکل بر خدا در راه صحیح تری پا خواهم گذاشت.
در امور سیاسی تصمیم گرفتم تا جایی پیش برم که مدافع ارزش های خودم و جامعم باشم و دیگر نسبت به وقایع اطرافم بی اهمیت نباشم...
همه این ها اموزش ها تمرینات زیادی میخاد تا نتیجه مطلوبی برسه که اراده ای بس قوی میخواد .. امید که بتونم موفق بشم.
و در روز گذشته مربی در جهت امور ازدواج داشتم.دیروز تک تک حرفای روانشناس من را به یاد حرفایی از یک نیمه زندگی که الان دیگه همراه من نیست مینداخت .. هر حرف استاد و هر تصمیم جمع بندی استاد ..حرفایی بود که در دوسال گذشته به من زده شد..و حالا فهمیدم چرا میگفت ازدواج یه امری قرار دادی هست.. حالا میفهمم چرا میگفت فرهنگ ها مهمن،حالا میفهمم چرا میگفت که اون را برای خودم و خواسته های خودم میخاستم
اما در آخر استاد بهم حرفی زد که تا الان نتونستم باهاش کنار بیام،میدونم که از پسش بر نمیام پس تصمیم گرفتم که حداقل به اون نیمه دیگرم کمکی بکنم..استاد گفت : اگر رابطه ای 6 سال طول کشید حداقل 3 سال نیازه تا فراموش بشه و اگر به فکر عشق قبلیت هستی غلط میکنی بری با یکی دیگه ازدواج کنی.چون کمترین عواقبش مقایسه ها خواهد بود.
خب برای من که نشدی هست وتصمیم قطعی گرفتم که برای همیشه مجرد بمونم .. پس برای اون نیمه مینویسم: ای نیمه گمشده من که داری الان روزهای سخت امتحاناتت را میگذرونی.. برای دل خودت و برای زندگی خودت میخوام کاری کنم تا در تصمیم های آیندت برای ازدواجت دیگر فکر جز خوشبختیت نداشته باشی.بزودی برای این که دیگر آثاری از من نبینی نوشته های این وبلاگ را از دسترست خارج میکنم. و دیگر مثل قبل چک نمیکنم که آیا تو به دیدن مطالبم آمده ای یا نه ..
بزودی در اولین هدفم میخام وارد دانشگاه معتبری بشم و ارشدم را بخونم.و همه اهدافم را بروی پروژه های خودم میزارم تا شاید روزی اگر مردم به خوبی ازم یاد کنند.
دوستان من امیدوارم در زندگی هیچ وقت مجبور نشید تصمیمی خلاف تصمیمات دلتون بگیرین.و همه در زندگی خوشبخت بشین.
نیمه گمشده من (عشق من) چون به برگشتت و وصال دائم تو امیدی ندارم و بی شک برای من منتظر نخواهی موند این تصمیم را گرفتم .. دوست دارم توام برای زندگی خودت هم شده ،من و همه خاطراتم را وقتی این پست من را خواندی فراموش کنی و در همین لحظه ازت میخام من را به گورستان ثانیه های نابود شده عمرت بسپاری..و تلاش کن ازین لحظه برای زندگیت به مردی غیر از من فکر کنی.
شاید دروغ باید بگم که نمیخامت چون واقعا اگر این حرف را بزنم گویا روز خدا را شب تصورم کردم .ولی به تو و همه محبتی که به من داشتی احترام میزام و به تصمیمی که گرفتم عمل میکنم.
دوستت دارم
آخرین نوشته های یار دل باخته تو
ما را در سایت قوطی_کبریت_زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 99